shamimane part 18
در رو میزنن...خسته میرم تا در رو باز کنم...همون مرد شیک پوشه...
-بله اومدید شکایت؟!
+نه راستش میتونم بیام داخل
-بفرمایید...
بچه ها خواب بودن رفتیم حیاط اپارتمان بغلی تا صحبت کنیم...
سرشو خم کرد و گفت:من متاسفم...
-برای چی؟!
+میتونیم با هم دوست باشیم؟!
دستشو اورد جلو...بهش دست دادم...
+من شکیب هستم و شما؟!
-من شمیم هستم
بعد از احوال پرسی...گفت:دختر داشتن خوبه نه؟"
گفتم:اره اما اینا بچه های من نیستن
-واقعا؟!
+بله
ساعتش زنگ خورد انگار کار داشت گفت بازم همو میبینیم از شماره گرفت...رفتم اتاق پیشن مینا رو بوس کردم...بعد هم لپ پارمیس رو...اما به نظر پارمیس دباره کار خرابی کرده بود
صبح از زبان مینا:
وارد مدرسه میشم همه به من نگاه میکنن ملینا میاد جلو...
-سلام
+سلام مینا خوبی؟"
-اره ممنون❤
تارا جلوم سبز میشه...
-بله اومدید شکایت؟!
+نه راستش میتونم بیام داخل
-بفرمایید...
بچه ها خواب بودن رفتیم حیاط اپارتمان بغلی تا صحبت کنیم...
سرشو خم کرد و گفت:من متاسفم...
-برای چی؟!
+میتونیم با هم دوست باشیم؟!
دستشو اورد جلو...بهش دست دادم...
+من شکیب هستم و شما؟!
-من شمیم هستم
بعد از احوال پرسی...گفت:دختر داشتن خوبه نه؟"
گفتم:اره اما اینا بچه های من نیستن
-واقعا؟!
+بله
ساعتش زنگ خورد انگار کار داشت گفت بازم همو میبینیم از شماره گرفت...رفتم اتاق پیشن مینا رو بوس کردم...بعد هم لپ پارمیس رو...اما به نظر پارمیس دباره کار خرابی کرده بود
صبح از زبان مینا:
وارد مدرسه میشم همه به من نگاه میکنن ملینا میاد جلو...
-سلام
+سلام مینا خوبی؟"
-اره ممنون❤
تارا جلوم سبز میشه...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


shamimane part 18
